Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آل

تلفظ بین المللی : /ˈɑl/ تلفظ :‌ ['Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • ال
  • اَل
  • الاوا
  • الاوامر العلاییه فی الامور العلانیه
  • الاچیق ها عید
  • الاگابالوس
  • الاگل دریاچه
  • الاگواس
  • الای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

آل . (اِخ ) نام قلعه ای بخراسان :
شنیدم از این مرزها هرچه گفت
بلندی ّ و پستی ّ و راز نهفت
چو آل و چو فخروم و چون دشت گل
بخوبی نمود آنچه بودش بدل .

فردوسی .


آل . (اِ) نام دیوی مادینه ، یعنی پری بدکار در خرافات زنانه که بشب ششم جگر زچگان بَرَد و آنان را هلاک کند. || بیماری که زن نوزاده را رسد ...

فرهنگ عمید

= سراب۱:◻︎ با عطای کف تو بخشش آل برمک / مثل لجهٴ دریا بُوَد و لمعهٴ «آل» (سلمان ساوجی: ۱۳۶).

سرخ کم‌رنگ: ◻︎ می‌رُست ز دشت خاوران لالهٴ آل / چون دانهٴ اشک عاشقان در مه و سال (ابوسعید ابوالخیر: ۳۸۳).

در باور عوام، موجودی خیالی که به‌صورت زنی لاغراندام با بدن پوشیده از مو تصور می‌شود و به زائوی تنها آسیب می‌رساند، جگر او را می‌دَرَد، و یا بچه‌اش را می‌دزدد.

۱. دودمان؛ خاندان.۲. فرزن...

فرهنگ معین

[ ع . ] ( اِ.) دودمان ، طایفه .

[ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب .

[ په . ] 1 - (ص .) سرخ ، سرخ کم رنگ . 2 - ( اِ.) نام درختی که از ریشة آن رنگی سرخ می گیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.

( اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب می رساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار می ماندن...

فرهنگ فارسی

سراب

گویش مازنی

۱موجودی خیالی ۲جن

۱سرخ زردمایل به سرخ ۲اسب قرمز رنگ

گویش دزفولی

صورتی « نام رنگی است »

گویش بختیاری

آل (نام موجود افسانهاى ترسناک).

مترادف و متضاد

احمر، سرخ، قرمز

پری، جن، زائوترسان

اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل

۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل
۲. احمر، سرخ، قرمز
۳. پری، جن، زائوترسان
۴. سراب

فرهنگ فارسی ساره

دوده، خاندان، تبار


کلمات مرتبط

  • ال
  • اَل
  • الاوا
  • الاوامر العلاییه فی الامور العلانیه
  • الاچیق ها عید
  • الاگابالوس
  • الاگل دریاچه
  • الاگواس
  • الای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات