Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آغوز

تلفظ بین المللی : /ˈɑq1uːz/ تلفظ :‌ ['Aq1u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانی
  • اغوز
  • اغوز اتای
  • آغوز بازی
  • آغوز بن
  • آغوز بن دره
  • آغوز تیره
  • آغوز حلوا
  • آغوز خارش
  • آغوز خال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

آغوز. (اِ) نام درختی است جنگلی که از چوب آن میز و صندلی و مانند آن سازند و در جنگلهای ایران بسیار است .

آغوز. [ غو / غُزْ ] (اِ) آغُز. شیرِ ماده ٔ نوزائیده . ماک . شیرماک . پَله . پَلّه . فَله . فَلّه . فُرش . فُرشه . زِهَک . گورماست . لبا. کنف .- مثل آغوز ؛ ماستی ستبر....

فرهنگ عمید

شیر غلیظ و زردرنگ چهارپایان اهلی که پس از زایمان آن‌ها تا سه روز دوشیده می‌شود؛ شیرماک؛ فله؛ شمه؛ فرشه؛ زهک.

فرهنگ معین

( اِ.)اولین شیری که یک ماده به نوزادش دهد؛ ماک ، شیر ماک .

فرهنگ فارسی

شیر، شیر ماک

شیری که در چند روز اول پس از زایمان از غدد شیر ترشح می‌شود

گویش مازنی

گردو

گویش اصفهانی

تکیه ای: âquz
طاری: âqüz
طامه ای: âquz
طرقی: âquz
کشه ای: âquz
نطنزی: âquz


کلمات مرتبط

  • اغوز
  • اغوز اتای
  • آغوز بازی
  • آغوز بن
  • آغوز بن دره
  • آغوز تیره
  • آغوز حلوا
  • آغوز خارش
  • آغوز خال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات