آشفته . [ ش ُ ت َ ] (اِخ ) تخلص شاعری از مردم ایروان بزمان ناصرالدین شاه ، نامش حسین .
۱. نامرتب.
۲. بههمبرآمده؛ خشمگین.
۳. شوریده؛ عاشق؛ پریشانحال.
۴. سرگردان؛ حیران؛ نگران؛ ناراحت؛ پریشان.
۵. (قید) حالت آشفته بودن؛ با تعجب و حیرانی.
(شُ تِ) (ص مف .) 1 - پریشان ، شوریده . 2 - نابسامان ، بی نظم . 3 - پراکنده . 4 - خشمگین . 5 - به هیجان آمده . 6 - رنجیده .
حالت سامانهای که دچار آشفتگی شده باشد
رنجیده
تکیه ای: âšofta
طاری: âšofta/ parišun
طامه ای: âšofta
طرقی: âšofta / parišun
کشه ای: âšofta / parišun
نطنزی: âšofta
رنجیده
سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران
آتشی، پریشان، پریشانحال، پریشانخاطر، خشمگین
بیسامان، بینظم، پراکنده، درهم، درهمبرهم، ژولیده، متفرق، متلاطم، مختل، مغشوش، نابسامان، ناجور، نامرتب، نامنظم ≠ آرام، بسامان، مرتب
رنجیده