معانی کلمه : آسیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. هر عیب، نقص، یا جراحت که به سبب عاملی مانند ضربه ایجاد میشود؛ صدمه.
۲. تماس؛ سایش.
فرهنگ معین
( اِ.)1 - زخم ، صدمه . 2 - رنج . 3 - آفت ، بلا. 4 - آزار. 5 - زیان ، ضرر.
مترادف و متضاد
عیب، نقص
آفت، بلا
خسارت، خسران، زیان، ضرر
آزار، خدشه، زخم، صدمه، ضرب، گزند، لطمه
۱. آفت، بلا
۲. آزار، خدشه، زخم، صدمه، ضرب، گزند، لطمه
۳. عیب، نقص
۴. خسارت، خسران، زیان، ضرر
