Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آزاده خو

تلفظ بین المللی : /ˈɑzˈɑdeː xˈuː/ تلفظ :‌ ['Az'Ade: x'u:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ازاده خو
  • ازاده خوی
  • ماه ازاده خوی
  • آزاده خوی
  • ازاده خورشیددوست
  • ازادی خواه
  • اصول ازادی خواهی
  • خودرا برای امتحان اماده کردن
  • آزادی خواه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

آزاده خو. [ دَ / دِ ](ص مرکب ) آزاده خوی . دارای خوی آزادگان : همی تیر و چوگان کنند آرزوی چه فرمان دهد شاه آزاده خوی ؟ فردوسی .گمانت چنین است کاین تاج و تخت سپاه و فزونی و نیروی بخت ز گیتی کسی را نبد آرزوی از آن نامداران آزاده خوی ...جهان را بمردی نگه داشتندیکی چشم بر تخت نگماشتند. فردوسی .سپهبد فرستاد از چار سوی گزیده بزرگان آزاده خوی . فردوسی .بیامد سوی حجله ٔ آرزوی بدو گفت ای ماه آزاده خوی . فر...

فرهنگ عمید

۱. کسی که خوی آزادگان دارد؛ دارای خلق آزادان.
۲. اصیل و نجیب.


کلمات مرتبط

  • ازاده خو
  • ازاده خوی
  • ماه ازاده خوی
  • آزاده خوی
  • ازاده خورشیددوست
  • ازادی خواه
  • اصول ازادی خواهی
  • خودرا برای امتحان اماده کردن
  • آزادی خواه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات