آذوقه . [ ق َ / ق ِ ] (اِ) (بعضی گویند کلمه ترکی است ، و ظاهراً مصحف عدوقه و عذوقه ٔ عربی به معنی خوردنی باشد) ساز. ساز ره . برگ . آنچه از خوردنی همراه دارند سفر را. آنچه در خانه از غله و حبوب و امثال آن گرد کنند مصرف چند ماهی یا سالی را.
۱. غذایی که در سفر با خود بردارند؛ توشه.
۲. خواربار که در خانه نگه دارند.
(قِ) ( اِ.) نک آزوقه .
ارزاق، توشه، جیره، خواربار، خوراک، سوروسات، قوت
آزوغه، توشک