معانی کلمه : آخرالامر
لغت نامه دهخدا
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی .
فرهنگ عمید
آخر کار؛ پایان کار؛ عاقبت کار؛ سرانجام.
فرهنگ معین
(خِ رَ یا رُ اَ) [ ع . ] (ق مر.) سرانجام ، آخرکار، عاقبت .
مترادف و متضاد
آخرکار، بالمال، سرانجام، عاقبت
