Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آخته

تلفظ بین المللی : /ˈɑxatˌeː/ تلفظ :‌ ['Axat,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اخته
  • آخته چی
  • اخته کردن
  • اخته بیگ
  • اخته خانه
  • اخته زغال
  • اخته چی
  • اخته تلا
  • اخته کاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

آخته . [ ت َ / ت ِ ] (ترکی ، ص ) خایه برکشیده . خصی کرده از جانوران و خاصه اسب و خروس . اَخته .

آخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) اَخْته . آهخته . آهیخته . کشیده . برکشیده . آهنجیده . لنجیده . مسلول . مشهر. بیرون کرده . برآورده . بیرون کشیده . مستخرج . || درازکرده . ممدود. ممدوده . مبسوط. || برافراشته . مرفوع . بلندکرده...

فرهنگ عمید

اخته#NAME?

۱. بیرون‌کشیده‌شده؛ آهیخته؛ برکشیده؛ برآورده.
۲. برافراشته: ◻︎ گرش بر فریدون بدی تاختن / امانش ندادی به تیغ آختن (سعدی۱: ۱۳۷)، ◻︎ ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای / صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست (سعدی۲: ۳۷۰).

فرهنگ معین

(تِ)(ص مف .) 1 - برآورده ، کشیده ، بیرون کشیده .2 - برافراشته ، بالا برده . 3 - کشیده ، مقابلِ منحنی . 4 - گشوده ، باز کرده .

مترادف و متضاد

۱. برافراشته، برکشیده، کشیده
۲. کوک، نواخته
۳. اخته


کلمات مرتبط

  • اخته
  • آخته چی
  • اخته کردن
  • اخته بیگ
  • اخته خانه
  • اخته زغال
  • اخته چی
  • اخته تلا
  • اخته کاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات