Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آتشی

تلفظ بین المللی : /ɑtˈaʃi/ تلفظ :‌ [At'aSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنی
  • اتشی
  • آتشی مزاج
  • اتشی کردن
  • آتشی شدن
  • اتشی شدن
  • اتشی مزاج
  • اتشی در زندان
  • اتشی در زندان 2
  • اتشی در شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

آتشی . [ ت َ ] (اِ) نام قسمی گل و شاید سوری : بر گلبنان گنبد اخضر نهاد اوگلهای گونه گونه ز خیری و آتشی . ؟ (از مقامات حمیدی ).|| (ص نسبی ) برنگ آتش . منسوب به آتش . و مثلثه یا بروج آتشی حمل و اسد و قوس است . || مجازاً، سخت خشمگین و غضبناک . سخت بهیجان آمده . سخت تیز و تند شده . و فعل آن آتشی شدن و آتشی کردن است ....

فرهنگ عمید

۱. به رنگ آتش؛ سرخ تیره.
۲. [عامیانه، مجاز] بسیارخشمگین؛ تند.
۳. [مجاز] سوزان.
۴. (اسم) (زیست‌شناسی) = گُل ⟨ گل سرخ
۵. پخته‌شده با آتش: سیب‌زمینی آتشی.
۶. [قدیمی] نوعی کهربای زردرنگ.

گویش مازنی

ظرف بزرگ و مسین که جهت گرم نگه داشتن آب،پیوسته در کنار آتش ...


کلمات مرتبط

  • اتشی
  • آتشی مزاج
  • اتشی کردن
  • آتشی شدن
  • اتشی شدن
  • اتشی مزاج
  • اتشی در زندان
  • اتشی در زندان 2
  • اتشی در شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات