معانی کلمه : آتشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. به رنگ آتش؛ سرخ تیره.
۲. [عامیانه، مجاز] بسیارخشمگین؛ تند.
۳. [مجاز] سوزان.
۴. (اسم) (زیستشناسی) = گُل 〈 گل سرخ
۵. پختهشده با آتش: سیبزمینی آتشی.
۶. [قدیمی] نوعی کهربای زردرنگ.
گویش مازنی
ظرف بزرگ و مسین که جهت گرم نگه داشتن آب،پیوسته در کنار آتش ...
