آتشی . [ ت َ ] (اِ) نام قسمی گل و شاید سوری : بر گلبنان گنبد اخضر نهاد اوگلهای گونه گونه ز خیری و آتشی . ؟ (از مقامات حمیدی ).|| (ص نسبی ) برنگ آتش . منسوب به آتش . و مثلثه یا بروج آتشی حمل و اسد و قوس است . || مجازاً، سخت خشمگین و غضبناک . سخت بهیجان آمده . سخت تیز و تند شده . و فعل آن آتشی شدن و آتشی کردن است ....
فرهنگ عمید
۱. به رنگ آتش؛ سرخ تیره. ۲. [عامیانه، مجاز] بسیارخشمگین؛ تند. ۳. [مجاز] سوزان. ۴. (اسم) (زیستشناسی) = گُل 〈 گل سرخ ۵. پختهشده با آتش: سیبزمینی آتشی. ۶. [قدیمی] نوعی کهربای زردرنگ.
گویش مازنی
ظرف بزرگ و مسین که جهت گرم نگه داشتن آب،پیوسته در کنار آتش ...