کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : آبله کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈɑbelˌeː kˈardan/
تلفظ :
['Abel,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابله کردن
ابله دار کردن یا شدن
ابله گون کردن
آبله
ابله
آبله رو
آبله کوبی
ابله دار شدن
ابله فرنگی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
آبله کردن .
[ ب ِ ل َ
/
ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آبله برآوردن .
کلمات مرتبط
ابله کردن
ابله دار کردن یا شدن
ابله گون کردن
آبله
ابله
آبله رو
آبله کوبی
ابله دار شدن
ابله فرنگی
نظرات