۱. ‹آبست، آبسته، آبستان› (زیستشناسی) ویژگی زن یا حیوان مادهای که بچه در شکم داشته باشد؛ باردار.
۲. [مجاز] درپیدارنده: آبستن حوادث.
(بِ تَ) (ص .) = آبستان : 1 - حامله ، باردار. 2 - پنهان ، پوشیده . ؛~شب ~ است (کن .) وقوع حوادث تازه محتمل است .
تکیه ای: âvira
طاری: ovir
طامه ای: âvire
طرقی: ovira
کشه ای: ovira
نطنزی: âvere
دچار، دستخوش
پنهان، مخفی، نهان
آبسته، باردار، پابماه، حامله
۱. آبسته، باردار، پابماه، حامله
۲. دچار، دستخوش
۳. پنهان، مخفی، نهان ≠ سترون، عقیم