Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ troll

تلفظ بین المللی : /tɹˈəʊl/ تلفظ :‌ [tr'oUl]
English
  • trolley wire
  • trollopee
  • trolley
  • trollop
  • troller
  • trolly
  • trollmydames
  • trolley car
  • trolled
English

English

A trolley.

To move rapidly; to wag.

To take part in trolling a song.

To fish in; to seek to catch fish from.

The act of moving round; routine; repetition.

To move circularly or volubly; to roll; to turn.

To send about; to circulate, as a vessel in drinking.

A song the parts of which are sung in succession; a catch; a round.

To roll; to run about; ...

کلمات مرتبط

  • trolley wire
  • trollopee
  • trolley
  • trollop
  • troller
  • trolly
  • trollmydames
  • trolley car
  • trolled
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات