Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ earth

تلفظ بین المللی : /ˈɜːθ/ تلفظ :‌ ['3:T]
English
  • earth shine
  • earth flax
  • earth-tongue
  • cologne earth
  • cassel earth
  • middle-earth
  • earthboard
  • earthdin
  • earthly-minded
English

English

To burrow.

A plowing.

The people on the globe.

Neat; trim. [Scot.] Jomieson.

A part of this globe; a region; a country; land.

To cover with earth or mold; to inter; to bury; -- sometimes with up.

To hide, or cause to hide, in the earth; to chase into a burrow or den.

A hole in the ground, where an animal hides himself; as, the earth of a fox....

کلمات مرتبط

  • earth shine
  • earth flax
  • earth-tongue
  • cologne earth
  • cassel earth
  • middle-earth
  • earthboard
  • earthdin
  • earthly-minded
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات