Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یک تنه

تلفظ بین المللی : /jˌakatˈaneː/ تلفظ :‌ [j,akat'ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • تنها یک خاطره
  • تنهایی یک دونده استقامت
  • قلب یک شکارچی تنهاست
  • یک دختر تنها
  • یک مرد تنها
  • یک تبهکار
  • یکتاه
  • سا یکینه به گرد نهشتن
  • گاله یکینه زیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

یک تنه. [ ی َ / ی ِ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) تنها و یکه. ( برهان ) ( آنندراج ). منفرد. ( ناظم الاطباء ). به تن واحد. انفراداً. به تنهایی. وحیداً. فریداً. ( یادداشت مؤلف ) : سواری نشد پیش او یک تنه همی تاخت از قلب تا میمنه.فردوسی.همی گشت گرد سپه یک تنه که دارد نگه میسر و میمنه.فردوسی.با یک تنه تن خود چون بس همی نیایی اندر مصاف مردان چه مرد هفت و هشتی.ناصرخسرو.یک تنه صدهزار تن می نهمت چو آفتاب ار...

فرهنگ عمید

۱. یکه، تک وتنها.
۲. به تنهایی.

فرهنگ معین

( ~. تَ نِ ) (ق . ) تنها به تنهایی .

مترادف و متضاد

alone (قید)
فقط، صرفا، یک تنه

کلمات مرتبط

  • تنها یک خاطره
  • تنهایی یک دونده استقامت
  • قلب یک شکارچی تنهاست
  • یک دختر تنها
  • یک مرد تنها
  • یک تبهکار
  • یکتاه
  • سا یکینه به گرد نهشتن
  • گاله یکینه زیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات