کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-بند | کلماتور
معانی کلمه : یک بند
تلفظ بین المللی :
/jekbˈand/
تلفظ :
[jekb'and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
یک در بند
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند
به مالت نناز که به یک شب بنده به حسنت نناز که به یک تب بنده
یک بندی
تب یک بندی
بندجوب یک
مشیل بندر یک
یک ورشدگی کشتی در اثر باد
یک باد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
یک بند. [ ی َ / ی ِ ب َ ] ( ق مرکب ) متصل. پیوسته. دایم. متوالیاً. مدام : دیشب تا صبح یک بند بارید. بیمار شب را یک بند هذیان گفت. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. پشت سرهم.
۲. یک نفس و بدون درنگ.
فرهنگ معین
( ~. بَ ) (ق مر. ) پیوسته ، پشت سر هم .
فرهنگستان زبان و ادب
{through-composed} [موسیقی] ترانه ای که در آن هریک از تقسیمات شعر لحن جداگانه ای دارند
کلمات مرتبط
یک در بند
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند
به مالت نناز که به یک شب بنده به حسنت نناز که به یک تب بنده
یک بندی
تب یک بندی
بندجوب یک
مشیل بندر یک
یک ورشدگی کشتی در اثر باد
یک باد
نظرات