معانی کلمه : یکه تاز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ویژگی سوار بی همتا.
۲. [مجاز] دلیر و بی باک.
۳. ویژگی سواری که تنها بر حریف خود بتازد.
۴. آن که در تاخت وتاز بی نظیر باشد.
۲. [مجاز] دلیر و بی باک.
۳. ویژگی سواری که تنها بر حریف خود بتازد.
۴. آن که در تاخت وتاز بی نظیر باشد.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) بی نظیر، بی مانند، سوارِ بی همتا.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
atkmtor_omniete (اسم)
ورزشکار، پهلوان، یکه تاز، قهرمان ورزش
