Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یکران

تلفظ بین المللی : /jˈakrɑn/ تلفظ :‌ [j'akRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • الیکانته استان
  • الیکانته شهر
  • کالبد یارانه
  • گروه یکانی
  • گویجه یاران
  • ماتریس یکانی
  • پرسون یوران
  • با خاک یکسان کردن
  • بطور یکسان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

یکران. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) اسب اصیل و خوب سرآمد را گویند. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) : مبارز را سر و تن پیش خسروچو بگراید عنان خنگ یکران یکی خوی گردد اندر زیر خوده یکی خف گردد اندر زیر خفتان.عنصری.شهباز به حسرت رسید هین یکران مرا برنهیدزین.ابوالفرج.یکران بادپای تو چون آب خوش رو است رخش تناور تو چو گردون تکاور است.شرف الدین شفروه.پیش یکران ضمیرش عقل راداغ بر رخ کش به لالایی فرست...

فرهنگ عمید

۱. اسب اصیل و نجیب.
۲. اسبی که رنگ او میان زرد و بور باشد.
۳. اسبی که یک پا را کوتاه تر از پای دیگر بگذارد.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِ. ) اسب اصیل و خوب .

کلمات مرتبط

  • الیکانته استان
  • الیکانته شهر
  • کالبد یارانه
  • گروه یکانی
  • گویجه یاران
  • ماتریس یکانی
  • پرسون یوران
  • با خاک یکسان کردن
  • بطور یکسان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات