یکدلی. [ ی َ / ی ِ دِ ] ( حامص مرکب ) اتحاد و یک جهتی. ( آنندراج ). موافقت. اتفاق. یگانگی. ( ناظم الاطباء ). صفا. مصافات. صمیمیت. خلوص. ( یادداشت مؤلف ) : پرآشوب شد کشور سندلی بدان نیکخواهی و آن یکدلی.فردوسی.آن ره و آن یکدلی که با ملک او راست موسی عمران ندیده بود ز هارون.فرخی.دشمنان هر دو جانب چون حال یکدلی و یکدستی ما بدانند دندانهاشان کنده شود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 210 ). هم پشتی و یکدلی و مو...