یکتن . [ ی ِ ت َ ] (اِخ ) نام کوهی است در نواحی جام خراسان . (از جغرافیای سیاسی کیهان نقشه ٔ ص 180).
یکتن. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) یک تن. تنی واحد. فردی واحد. یک کس. یک نفر : نمایند یک تن در این رزمگاه نخواهم که مانند افغان سپاه.فردوسی.گنه یک تن ویرانی یک شهر بوداین من از خواجه شنیدستم در مجلس شاه.فرخی...