معانی کلمه : یوم
لغت نامه دهخدا
یوم . [ ی َ ] (ع مص ) روز گردیدن . (منتهی الارب ). || بدبخت روز گردیدن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
روز.
〈 یوم دین: [قدیمی] روز رستاخیز.
روز.
* یوم دین: [قدیمی] روز رستاخیز.
* یوم دین: [قدیمی] روز رستاخیز.
فرهنگ معین
(یَ یا یُ ) [ ع . ] (اِ. ) روز. ج . ایام .
دانشنامه عمومی
یوم (به آلمانی: Samtgemeinde Jümme) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در لر واقع شده است.
فهرست شهرهای آلمان
فهرست شهرهای آلمان
wiki: یوم
مترادف و متضاد
day (اسم)
روز، روز روشن، یوم، روشنی روز، خادم روم
