یوزک. [ زَ ] ( اِمصغر ) مصغر یوز. ( برهان ). یوز شکاری کوچک. ( ناظم الاطباء ). به معنی یوزه است. ( فرهنگ جهانگیری ). || سگ خرد. سگ بچه. ( زمخشری ). سگ شکاری کوچک که شکاراز سوراخ بیرون کند. ( لغت فرس اسدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). پارسیان سگی را که کوچک بود و صید را جوید و از سوراخ بیرون آرد یوزک خوانند به سبب جستن او صید را. ( صحاح الفرس ). توله سگ شکاری. ( از برهان ) ( از انجمن آرا ). سگ...