معانی کلمه : یواش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آهسته، آرام.
فرهنگ معین
(یَ ) [ تر. ] (ق . ص . )آهسته ،آرام ، به نرمی .
دانشنامه آزاد فارسی
یوآش. رجوع شود به:یهوآش
wikijoo: یوآش
گویش مازنی
آهسته
گویش بختیاری
یواش، آهسته.
مترادف و متضاد
slowly (قید)
بارامی، سست، باهستگی، یواش
فرهنگ فارسی ساره
آهسته
واژه نامه بختیاریکا
بی دُنگ
