کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ینجودن
تلفظ بین المللی :
/jˌanadʒˈuːdan/
تلفظ :
[j,anadZ'u:dan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ینجیدن
یخشودن
ینتون
ینقون
شنجودن
الینتون اندراده
الینجوا
الینوود کانزاس
الینگوینج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ینجودن. [ ی َ دَ ] ( مص ) بیانکی می گوید بریدن. قطع کردن. به قطعات کردن. خردخرد کردن. ( یادداشت مؤلف ). || کوفتن. نرم کردن. چون گرد کردن. ( یادداشت مؤلف ). || اندوهگین شدن. ( یادداشت مؤلف ).
کلمات مرتبط
ینجیدن
یخشودن
ینتون
ینقون
شنجودن
الینتون اندراده
الینجوا
الینوود کانزاس
الینگوینج
نظرات