Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یلوک

تلفظ بین المللی : /jˈoluːk/ تلفظ :‌ [j'olu:k]
لغت نامه دهخدا
  • یلوک کریک ایلینوی
  • یلوک کریک شهرستان بل کنتاکی
  • کما یوک
  • بی یلسکی مارتین
  • درخت یوکای امریکایی
  • یلوه بزرگ زرد رنگ
  • یلوه ماده
  • یلوه
  • سی یوکای
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یلوک. [ ی َ ] ( ص ) جسیم و تناور و قوی و زوردار. || مرد جنگی و بهادر و دلاور و شجاع و پهلوان.یلولنگ. یلولیک. ( ناظم الاطباء ). پهلوان نامدار که درشجاعت سرآمد روزگار باشد. ( از شعوری ج 2 ورق 445 ).

کلمات مرتبط

  • یلوک کریک ایلینوی
  • یلوک کریک شهرستان بل کنتاکی
  • کما یوک
  • بی یلسکی مارتین
  • درخت یوکای امریکایی
  • یلوه بزرگ زرد رنگ
  • یلوه ماده
  • یلوه
  • سی یوکای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات