یله کردن. [ ی َ ل َ / ل ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) رها کردن و گذاشتن و سر دادن. ( ناظم الاطباء ). رها کردن. ( فرهنگ جهانگیری ). ول کردن. اطلاق. ( از یادداشت مؤلف ). بر جای نهادن : عنان را بدان باره کرده یله همی راند ناکام تا باهله.فردوسی.دوش چو کرد آسمان افسر زر ز سر یله ساخت ز ماه اختران باره وعقد مرسله.فلکی شروانی ( از جهانگیری ). || ترک گفتن جایی. چیزی یا کسی را ترک کردن و با خود نبردن آن را. گذاشت...