Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ یلمعی

تلفظ بین المللی : /jˌalamaʔˈi/ تلفظ :‌ [j,alama?'i]
لغت نامه دهخدا
  • یلمع
  • یلمیخا
  • راشد یحمدی
  • علی یامی
  • لمعیه
  • باسن به یامیله بریدن
  • عدسی سردوربین یامیکروسکپ
  • کاکل یاموی مصنوعی
  • یرمع
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

یلمعی. [ ی َ م َ عی ی ] ( ع ص ) مرد تیزخاطر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زیرک. ( دهار ). مرد روشن خرد. || مرد دروغگوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || راست کمان. ( دهار ).

کلمات مرتبط

  • یلمع
  • یلمیخا
  • راشد یحمدی
  • علی یامی
  • لمعیه
  • باسن به یامیله بریدن
  • عدسی سردوربین یامیکروسکپ
  • کاکل یاموی مصنوعی
  • یرمع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات