یفعل.[ ی َ ع َ ] ( ع فعل ) ( اصطلاح منطق ) تأثیر در چیزی که قبول اثر کند چون گرم کردن و بریدن و آن مقوله ای از مقولات عشر ارسطوست. ( یادداشت مؤلف ). مقابل انفعال یا ان ینفعل. هرچیزی که در چیزی دیگر تأثیر کند حالت مؤثریت شی را فعل ، و متأثریت شی دیگر را انفعال یا ان ینفعل می نامند. ( از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی سجادی ص 47 ). || می کُند. انجام می دهد.- یفعل ُ ما یشاء ؛ هرچه خواهد کند : یفعل ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یَفْعَلْ: انجام دهد (جزمش به دلیل شرط شدن برای بعد از خود می باشد)معنی یُفْعَلُ: انجام می شودمعنی یَفْعَلُ: انجام می دهد - می کندمعنی یُفْعَلَ: که انجام شودمعنی مَّا یَفْعَلُ: دست به کار نمی شود - انجام نمی دهد ("مَّا یَفْعَلُ ﭐللَّهُ بِعَذَابِکُمْ إِن شَکَرْتُمْ وَءَامَنتُمْ "یعنی خدا را با عذاب شما چه کار؟ اگر شکر گزار باشید و ایمان آورید )معنی لَّمْ یَفْعَلْ: انجام نداد و نده...