Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یغنی

تلفظ بین المللی : /jˈaq1ni/ تلفظ :‌ [j'aq1ni]
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی
  • یغنیک
  • یغنیا
  • یغنیه
  • یغنیهم
  • یغنیکم
  • ذراع یمنی
  • رسانای یونی تند
  • رسانش یونی تند
  • زنا یانیدن
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

یغنی . [ ی َ] (ص ، اِ) یخنی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || غذای پخته . (ناظم الاطباء). و رجوع به یخنی شود.

یغنی . [ ی َ ] (اِخ ) قریه ای از نواحی نخشب به ماوراءالنهر. نسبت بدان یغنوی است . (یادداشت مؤلف ). قریه ای است از نواحی نخشب . (از معجم البلدان ).

یغنی. [ ی َ] ( ص ، اِ ) یخنی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَا یُغْنِی: دردی دوا نکرد - سودی نبخشید - نیازی را برطرف نساختمعنی لَا یُغْنِی: نه بی نیاز می شود - بی نیاز نمی شود (عبارت "لَا یُغْنِی مِن جُوعٍ "یعنی آن غذا حتی از این جهت که مانع گرسنگی اش شود نیز به دردش نمی خورد)معنی مَّا کَانَ یُغْنِی: برطرف نمی کردمعنی مَوْلَاکُمْ: ناصر و یاری کننده و پشتیبان شما که عهده دار همه ی امور مربوط به شما است - مولای شما -سرپرست و صاحب اختیارشم...

کلمات مرتبط

  • یغنیک
  • یغنیا
  • یغنیه
  • یغنیهم
  • یغنیکم
  • ذراع یمنی
  • رسانای یونی تند
  • رسانش یونی تند
  • زنا یانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات