معانی کلمه : یزیدی
لغت نامه دهخدا
یزیدی . [ ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به یزید. (ناظم الاطباء). رجوع به یزیدبن معاویة شود.
یزیدی . [ ی َ ] (اِخ ) یزیدیه . منسوب به یزیدبن انیسة و ازپیروان او. فرقه ای از خوارج . رجوع به یزیدیه شود.
فرهنگ عمید
هریک از پیروان فرقۀ یزیدیه.
