کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : یرغه
تلفظ بین المللی :
/jˈarq1eː/
تلفظ :
[j'aRq1e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
یرقه
یورغه رفتن
یرغا
یرغو
یورغه
گابزه یره
یره به کینگگ
یغره
مرزی یره
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
یرغه. [ ی ُ غ َ / غ ِ ] ( ترکی ، ص ) یرغا. اسب تیز و راهوار. ( ناظم الاطباء ) ( لغت فرس اسدی ). یرقه. راهوار و تیزرو. ( آنندراج ). مفلح. علج. ( منتهی الارب ).- اسب یرغه یا خر یرغه ؛ اسب و خر رهوار و نرم رو. ( یادداشت مؤلف ).|| ( اِ ) نوعی از رفتار اسب و آن نرم و رهوار رفتن اسب است. ( یادداشت مؤلف ). نوعی حرکت اسب و الاغ است که آرام و نرم باشد. ( لغت محلی شوشتر )....
گویش مازنی
حرکت تند و سریع اسب بدون آنکه موجب تکان سوار شود
/yerghe/ حرکت تند و سریع اسب بدون آنکه موجب تکان سوار شود
واژه نامه بختیاریکا
( یُرغه )
به لُق
کلمات مرتبط
یرقه
یورغه رفتن
یرغا
یرغو
یورغه
گابزه یره
یره به کینگگ
یغره
مرزی یره
نظرات