یخنی. [ ی َ ]( ص ، اِ ) به معنی پخته باشد که در مقابل خام است. ( برهان ). پخته. ضد خام. ( ناظم الاطباء ). پخته. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). پخته و مطبوخ. ( غیاث ) : خیز ای وامانده دیده ضررباری این حلوای یخنی را بخور .مولوی.- یخنی کردن گوشت ؛ پختن آن. غذا درست کردن از آن : بگو به مطبخی ما که گوشت یخنی کن ز بهر قلیه و بورک در آب آن انداز.بسحاق اطعمه ( دیوان ص 66 ). || گوشت پخته شده گرم یا سرد. ( ن...
فرهنگ عمید
۱. گوشت پختۀ سردشده. ۲. آبگوشت ساده. ۳. غذای پخته که آن را ذخیره کنند. ۴. هرچیزی که برای روز مبادا ذخیره می شود: مخور غم به صیدی که ناکرده ای / که یخنی بُوَد هرچه ناخورده ای (نظامی۵: ۷۶۳ ).
فرهنگ معین
(یَ ) (اِ. ) ۱ - آبگوشت ساده . ۲ - پخته .
دانشنامه عمومی
یخنی نام طیف گسترده ای از غذاهایی است که در محدوده جغرافیایی بالکان تا جنوب آسیا شامل ایران و افغانستان پخته میشوند. مانند شوربای یخنی، یخنی عدس کلم، یخنی نخود، یخنی لوبیا.دانشنامه دانش گستر، موسسه علمی- فرهنگی دانش گستر، ۱۳۸۹ ص ۴۸.آب یخنی اصطلاحی در آشپزی است و به آبی گفته می شود که موادی مانند گوشت، قلم، مرغ، بوقلمون، ماهی و میگو را به همراه برخی تره بار در آن می جوشانند و پس از صاف کردن به مایه...
گویش مازنی
۱ترکیبی از برف و شکر ۲نوعی گلابی وحشی نارس
۱گوشت آب پز کرده و سردشده و قرمه کرده ۲یخ زده
/yaKhni/ ترکیبی از برف و شکر - نوعی گلابی وحشی نارس & گوشت آب پز کرده و سردشده و قرمه کرده - یخ زده