Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یبوست

تلفظ بین المللی : /jobˈusat/ تلفظ :‌ [job'usat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • یبوست اور
  • یبوست دادن
  • ضد یبوست
  • یبوستآور
  • باجل یوستیس
  • بریت ویت یوستس
  • یبست
  • یوستین گردر
  • کرنر یوستینوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

یبوست . [ ی ُ س َ ] (ع اِمص ) یبوسة. خشکی و عدم تری . (ناظم الاطباء). خشکی . (غیاث اللغات ) (السامی ) : گرچه در خشکی هزاران رنگهاست ماهیان را با یبوست جنگهاست . مولوی . || ضمور و لاغری . (ناظم الاطباء). || ناروانی (در شکم ). بستگی در شکم . مقابل لینت .- یبوست معده ؛ اجابت نکردن آن . قبض آن ....

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) نوعی اختلال روده ای که در آن عمل دفع با دشواری صورت می گیرد و معمولاً به علت کم تحرکی و کم نوشیدن مایعات ایجاد می شود.
۲. [مقابلِ رطوبت] [قدیمی] خشکی.

فرهنگ معین

(یُ سَ ) [ ع . یبوسة ] ۱ - (اِمص . ) خشکی ، عدم رطوبت . ۲ - در فارسی : خشکی مزاج و کار نکردن شکم .

دانشنامه آزاد فارسی

یُبوسَت (constipation)در پزشکی، کم بودن دفعات تخلیۀ روده. در حالت عادی، انقباضات دودیِروده محتویات روده را جلو می رانند و مدفوع در راست رودهجمع، و باعث اتساع آن می شود. این حالت احساس دفع را تحریک می کند. علت یبوست بیماری، تغییر رژیم غذایی، تنش، یا مصرف برخی از داروهاست. افزایش مصرف فیبرهای غذاییممکن است باعث رفع یبوست شود. برای رفع موقت این مشکل از داروهای مسهل استفاده می کنند. این داروها نباید د...

دانشنامه عمومی

یبوست یا خشکیِ مزاج عارضه ای در دستگاه گوارش است که بر اثر آن، مواد دفعی در رودهٔ بزرگ سفت می شوند و دفع آن ها با درد و سختی همراه می شود. یبوستِ حاد ممکن است سبب بسته شدن روده شود، که به نوبهٔ خود حتی ممکن است نیاز به عمل جراحی داشته باشد. علل بروز این عارضه ممکن است رژیم غذایی نامناسب، برهم خوردن تعادل هورمونی، اثر جانبی داروهای مصرفی یا آناتومی بدن باشد. روش های درمان شامل اصلاح رژیم غذایی و تم...

گویش اصفهانی

تکیه ای: yobs
طاری: dümdel / yobusat
طامه ای: yobs
طرقی: yubs
کشه ای: yobusat
نطنزی: yobs

مترادف و متضاد

خشکی، قبض ≠ لینت

irregularity (اسم)
بی قاعدگی، بی نظمی، سقم، بی ترتیبی، یبوست، نا منظمی

constipation (اسم)
یبوست

واژه نامه بختیاریکا

گرفت

کلمات مرتبط

  • یبوست اور
  • یبوست دادن
  • ضد یبوست
  • یبوستآور
  • باجل یوستیس
  • بریت ویت یوستس
  • یبست
  • یوستین گردر
  • کرنر یوستینوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات