Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یبروح

تلفظ بین المللی : /jabˈaruːh/ تلفظ :‌ [jab'aRu:h]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • یبروح الصنم
  • یبروح الوقاد
  • یبروح صنمی
  • یبروحا
  • عین یبرود
  • یبرو
  • یبروج
  • یبرون
  • جرجس یبرودی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

یبروح. [ ی َ ] ( اِ ) لغت سریانی و به معنی ذوصورتین شامل بیخ لفاح جبلی و بری است چنانکه لفاح شامل ثمر اقسام اوست و از مطلق او مراد قسم جبلی است و چون بیخ هر نوع لفاح که بزرگ باشد بشکافند شبیه به دو صورت انسان مشاهده گردد و او را از این جهت نامیده اند. در بیخ لفاح جبلی ادنی مشابهتی به صورت انسان مشاهده گردد به خلاف بری او که بسیار مشابه است. ( از مخزن الادویه ). در برخی از کتب گیاهی و دارویی یبروح ...

فرهنگ عمید

گیاهانی که ریشه یا میوۀ آن ها مانند صورت انسان است، مثل استرنگ و مردم گیاه: بسی نماند که یبروح در زمین ختن / سخن سرای شود چون درخت در وقواق (خاقانی: ۲۳۴ ).

کلمات مرتبط

  • یبروح الصنم
  • یبروح الوقاد
  • یبروح صنمی
  • یبروحا
  • عین یبرود
  • یبرو
  • یبروج
  • یبرون
  • جرجس یبرودی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات