Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یال

تلفظ بین المللی : /jˈɑl/ تلفظ :‌ [j'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • یال برآوردن
  • یال براوردن
  • یال و کوپال
  • یال اب سنگ
  • یال اسبی
  • یال اسبیان
  • یال جانبی
  • یال های مجاور
  • یال های چندگانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

یال . (اِ) مخفف عیال . (برهان قاطع چ معین ). فرزند و عیال . (برهان ). خدمتکار و نوکر. (ناظم الاطباء). عیال . (سروری ). اهل و عیال . و رجوع به یالمند شود.

یال . (اِخ ) یِیْل . (دانشگاه ...) دانشگاهی که بانی آن اِلیهویال است و آن را به سال 1701 م . در نیوهاون (کنکتی کوت ) تأسیس کرد....

فرهنگ عمید

۱. (زیست‌شناسی) موهای گردن اسب و شیر.
۲. [قدیمی] هیکل؛ اندام.
۳. (زیست‌شناسی) [قدیمی] گردن
⟨ یال‌وکوپال: [مجاز] هیکل و اندام قوی؛ برز و بالا.
⟨ یال‌وکوپال برکشیدن: [قدیمی، مجاز] نشان دادن زور بازو؛ قدرت‌نمایی کردن: ◻︎ عجب یال‌وکوپال برمی‌کشی / غباری به‌ گردون چه سرمی‌کشی (نورالدین ظهوری: لغت‌نامه: یال).

۱. (زیست شناسی ) موهای گردن اسب و شیر.۲. [قدیمی] هیکل، اندا...

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - گردن . ۲ - بن گردن . ۳ - موی گردن اسب . ۴ - زور، قدرت .

دانشنامه عمومی

گردن

یال:به موی گردن اسپ گفته می شود که مجاز از گردن است.

یال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:یال (جماعت)یال (شهر)یال (کوه)wiki: دامنه شیبدار در بالاترین نقطه تماس (شیب محدب و برآمده میان دو دره) است.یال ها عمدتاً با خط آب پخشان (خط الراس) سازگار هستند، اما گهگاه این دو جدا از هم واقع می شود.در تصاویر ماهواره ای، یال ها بر اساس پردازش تصویر با روش های تشخیص الگو مشخص می ش...

گویش مازنی

گردن

۱سو – طرف ۲بلندی ۳بالای کوه ۴گردنه

/yaal/ سو – طرف - بلندی ۳بالای کوه ۴گردنه

گویش اصفهانی

تکیه ای: yâl
طاری: yâl
طامه ای: yâl
طرقی: yâl
کشه ای: yâl
نطنزی: yâl

گویش بختیاری

1. یال؛ 2. انتهاى بلندى کوه.

مترادف و متضاد

گردن

زور، قدرت، قوه

۱. گردن
۲. زور، قدرت، قوه

crest (اسم)
قله، طره، تاج، ستیغ، یال، کلاله، بالاترین درجه، فش

mane (اسم)
یال، فش

فرهنگستان زبان و ادب

{chord} [مهندسی عمران] عضو معمولاً افقی واقع در بالا یا پایین خرپا
{edge} [ریاضی] 1. خطی که فصل مشترک دو وجه یک چندضلعی است 2. پاره خطی که دو رأس یک گراف را به هم وصل می کند
{limb , flank} [زمین شناسی] یکی از دو سطح شیب دار دو سوی محور طاقدیس یا ناودیس

کلمات مرتبط

  • یال برآوردن
  • یال براوردن
  • یال و کوپال
  • یال اب سنگ
  • یال اسبی
  • یال اسبیان
  • یال جانبی
  • یال های مجاور
  • یال های چندگانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات