کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یارایی | کلماتور
معانی کلمه : یارایی
تلفظ بین المللی :
/jˈɑrˈɑiː/
تلفظ :
[j'AR'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عدسی محدب یاایینه مقعر
یارپایین
ده غلامحسین یارانی
حسین یاسایی
ماری یاسایی
هانس یارای
یارالین
رزم آرایی
رزم ارایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
یارایی. ( حامص ) نیرو. قوت. طاقت. توان. تاب. استطاعت. این کلمه غالباً با «دادن » و «کردن » صرف شود چنانکه گویند دلم یارایی نداد. چشمم یارایی نمی کند ببینم. عقلم یارایی نمی کند بفهمم. زورم یارایی نداد بردارم. عمرش یارایی نکرد.
فرهنگ عمید
۱. توانایی، طاقت، قدرت.
۲. دلیری، یارگی.
فرهنگ معین
(حامص . ) ۱ - توانایی ، طاقت . ۲ - جرأت ، دلیری . ۳ - مجال ، فرصت .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ability of power (اسم)یاراییcourage (اسم)یارایی، مروت، چیرگی، شجاعت، دلیری، جرات، رشادت، دلاوریdaring (صفت)یارایی، جسور، سرزنده، متهور، سرانداز...
کلمات مرتبط
عدسی محدب یاایینه مقعر
یارپایین
ده غلامحسین یارانی
حسین یاسایی
ماری یاسایی
هانس یارای
یارالین
رزم آرایی
رزم ارایی
نظرات