معانی کلمه : یاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(پس .) دارای معنی قبول فعل : بنیاد، فریاد، زامیاد.
(اِ.) 1 - حافظه ، ذهن . 2 - آموزش ، تعلیم . 3 - بیداری . 4 - اندیشه ، فکر. 5 - خاطر. ؛ ~ کسی دادن کسی را آموزس دادن .
(اِ. ) ۱ - حافظه ، ذهن . ۲ - آموزش ، تعلیم . ۳ - بیداری . ۴ - اندیشه ، فکر. ۵ - خاطر. ، ~ کسی دادن کسی را آموزس دادن .
(پس . ) دارای معنی قبول فعل : بنیاد، فریاد، زامیاد.
(پس . ) دارای معنی قبول فعل : بنیاد، فریاد، زامیاد.
دانشنامه عمومی
یاد فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عباس شیخ بابایی ساختهٔ سال ۱۳۶۲ است.
wiki: شهر در آلمان است که در وزرمارش واقع شده است. یاد ۵٬۹۱۳ نفر جمعیت دارد.
wiki: یاد (آلمان)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: yād) حافظه ، خاطره ، یادآوری ؛ (درقدیم) بر زبان آوردن نام خدا ، ذکر ؛ (در قدیم) بر زبان یا به قلم آوردن نام کسی ، ذکر نام ؛ (در قدیم) بیداری .
گویش اصفهانی
تکیه ای: vir
طاری: vir
طامه ای: vir
طرقی: vir
کشه ای: vir
نطنزی: vir
مترادف و متضاد
حافظه
خاطره
یادبود
آموزش، تعلیم
اندیشه، خاطر، فکر
ذکر، یادآوری، یادکرد ≠ فراموشی
۱. ذکر، یادآوری، یادکرد
۲. حافظه
۳. آموزش، تعلیم
۴. خاطره
۵. اندیشه، خاطر، فکر
۶. یادبود، ≠ فراموشی
واژه نامه بختیاریکا
سرافت؛ ویر
