گیشا. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیاهو بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. واقع در 105هزارگزی شمال بندرعباس و هزارگزی شمال راه شوسه کرمان به بندرعباس. در محلی جلگه و هوای آن گرمسیر و سکنه آن 20 تن است. مزرعه نخلستان گچو جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ عمید
زن ژاپنی که فنون و آداب مخصوص بزم آرایی و سرگرم ساختن مردان را فرا گرفته باشد.
فرهنگ معین
(گِ ) [ ژاپنی . ] (اِ. ) هر یک از دختران ژاپنی که برای تأمین عیش و سرگرمی مردان آموزش دیده اند.
دانشنامه آزاد فارسی
گِیْشا (geisha)در ژاپن، زنی که شغلش سرگرم کردن مردان (با ساز زدن و آواز خواندن، رقصیدن، و گفت وگو) در چایخانه ها و مهمانی های خصوصی است. این زنان امروزه از عواملِ جذب جهان گردان اند. از کودکی آموزش می بینند و مهارت های بالایی در هنرها و رفتارهای لطیف سنتیِ ژاپنی کسب می کنند. شمار گیشاها در ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم ۱۰۰هزار نفر بود و امروزه به ۲۰هزار نفر کاهش یافته است.wikijoo: گیشا...
فرهنگ فارسی
( اسم ) زنی که تحت تعلیم و تربیت مخصوص آداب معاشرت و مشغول کردن مردان و رقص و فنون دیگر را فرا گیرد و مجالس بزم مردان را گرم کند . ده کوچکی است از دهستان سیاهو بخش مرکزی شهرستان بندر عباس .
دانشنامه عمومی
شادابی و طراوت
اسمی دخترانه به معنای هنرمند و به معنای دیگر باطراوت
گِیشا (به ژاپنی: 芸者) که به آن گیگی (芸妓) هم گفته می شود در ژاپن به زنانی اطلاق می شد که برای رقص و آواز، سرگرمی، حاضرجوابی و پذیرایی تربیت می شدند و هنرهای آنها شامل هنرهای مختلف ژاپنی می شود، مانند رقص و موسیقی کلاسیک.خاطرات یک گیشاWikipedia contributors, "Geisha," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia....
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: gišā) (گیش = نام گیاهی (خرزهره) + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به گیش ؛ (به مجاز) زیبا و با طراوت ؛ گیشا نام دهی در بندر عباس .
اسم: گیشا (دختر) (فارسی) (تلفظ: gišā) (فارسی: گيشا) (انگلیسی: gisha) معنی: زیبا و با طراوت، ( گیش = نام گیاهی ( خرزهره )، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به گیش، ( اَعلام ) گیشا نام دهی در بندر عباس