معانی کلمه : گیسو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیس#NAME?
= گیس
فرهنگ معین
(اِ. ) زلف ، موی بلند سر زنان که از پشت گردن بلندتر باشد. ج . گیسوان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صورت فلکی کمنوری در آسمان شمالی (northern sky) و نزدیک بهصورت بارز و بزرگ دب اکبر که پرنورترین ستارۀ آن از قدر 4 است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: gisu) موی بلند سر ؛ (در نجوم) سه ستاره در خارج صورت فلکی اسد و همینطور ستارهی دنباله دار ؛ (در عرفان) طریق طلب را به عالم هویت گویند و حبل المتین [ریسمان محکم یا شریعت اسلام] عبارت از آن است.
گویش اصفهانی
تکیه ای: gis
طاری: gis
طامه ای: gis
طرقی: gis
کشه ای: gis
نطنزی: gis
مترادف و متضاد
جعد، زلف، شعر، طره، کاکل، گیس، مو
hair (اسم)
مو، گیسو، موی سر، زلف
chignon (اسم)
گیسو، گیس پشت سر
tress (فعل)
گیسو
واژه نامه بختیاریکا
ترنه
فرهنگستان زبان و ادب
{Coma Berenices, Com, Berenice's Hair} [نجوم] صورت فلکی کم نوری در آسمان شمالی (northern sky ) و نزدیک به صورت بارز و بزرگ دب اکبر که پرنورترین ستارۀ آن از قدر 4 است
