Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیسو

تلفظ بین المللی : /ɡˈisuː/ تلفظ :‌ [g'isu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • گیسو بریده
  • گیسو تابیدن
  • گیسو تافتن
  • گیسو دراز
  • گیسو فشان
  • گیسو پرست
  • گیسو کشان
  • گیسو را زدن
  • گیسو بریدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گیسو. ( اِ )گیس. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ شعوری ). صاحب آنندراج گوید: گیسو موی درازی که از دو جانب سر کشیده باشد و این غیر از زلف است. و همین معنی را غیاث اللغات از همین مؤلف نقل کرده است. ولی ظاهراً گیس و گیسو بر موی بلند سر اطلاق شود. و اختصاص به موی جانبی از سر ندارد. اما بیشتر اطلاق آن بر موی سر زنان باشد و گاه در مردان و آنگاه اختصاصاً موی پیش سر را کاکل و دو جانب سر را زلف گویند هرچند که ...

فرهنگ عمید

گیس#NAME?

= گیس

فرهنگ معین

(اِ. ) زلف ، موی بلند سر زنان که از پشت گردن بلندتر باشد. ج . گیسوان .

دانشنامه آزاد فارسی

گیسو (اخترشناسی)(Coma Berenices)در اخترشناسی به دو معنا به کار می رود: ۱. ابرِ کدری از گاز و غبار که هستۀ دنباله دار را احاطه می کند. ۲. صورتی فلکی در نیمکرۀ شمالی آسمان، و نشان دهندۀ موهای برنیس، ملکۀ سلوکی. این صورت فلکی در قرن ۳پ م برای تسکین اندوه ملکه برنیس به این نام خوانده شد. برنیس موهایش را قبلاً نذر آفرودیت، ایزدبانوی یونانی عشق و زیبایی کرده بود، اما بعداً این موها از معبد ربوده شدند. ب...

فرهنگ فارسی

صورت فلکی کم‌نوری در آسمان شمالی (northern sky) و نزدیک به‌صورت بارز و بزرگ دب اکبر که پرنورترین ستارۀ آن از قدر 4 است

( اسم ) ۱- موی بلند سر که از پشت گردن تجاوز کند جمع : گیسوان گیسوها : شیادی گیسوان بافت بصورت علویان ... ۲- موی بلند سر زنان ( اختصاصا ) : برخساره چون روز و گیسو چو شب همی در ببارید گفتی ز لب . ( شا. لغ. ) ۳- طریق طلب را گویند بعالم هویت حبل المتین ( لغ.: گیسوی ) یا گیسوان ....

دانشنامه عمومی

گیسو (صورت فلکی). مختصات: ۱۲h ۴۵m ۳۶s٬ +۲۱° ۴۹′ ۴۸″مسیه ۸۵مسیه ۶۴مسیه ۵۳مسیه ۹۱مسیه ۸۸مسیه ۹۹مسیه ۹۸مسیه ۱۰۰صورت فلکی گیسو معادل لاتین:(Com) و مساحت: ۳۸۶ درجه مربع است.تعداد ستاره های اصلی:۱۲.تعداد ستاره هایی که می دانیم سیاره دارند:۱۰.wiki: گیسو (صورت فلکی)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: gisu) موی بلند سر ؛ (در نجوم) سه ستاره در خارج صورت فلکی اسد و همینطور ستاره‌ی دنباله دار ؛ (در عرفان) طریق طلب را به عالم هویت گویند و حبل المتین [ریسمان محکم یا شریعت اسلام] عبارت از آن است.

اسم: گیسو (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: gisu) (فارسی: گيسو) (انگلیسی: gisu) معنی: گیس، موی بلند سر، نام صورت فلکی در آسمان نیم کره ی شمالی، ( در نجوم ) ( = شَِعر بِرنیکه ) صورت فلکی در...

گویش اصفهانی

تکیه ای: gis
طاری: gis
طامه ای: gis
طرقی: gis
کشه ای: gis
نطنزی: gis

مترادف و متضاد

جعد، زلف، شعر، طره، کاکل، گیس، مو

hair (اسم)
مو، گیسو، موی سر، زلف

chignon (اسم)
گیسو، گیس پشت سر

tress (فعل)
گیسو

واژه نامه بختیاریکا

ترنه

فرهنگستان زبان و ادب

{Coma Berenices, Com, Berenice's Hair} [نجوم] صورت فلکی کم نوری در آسمان شمالی (northern sky ) و نزدیک به صورت بارز و بزرگ دب اکبر که پرنورترین ستارۀ آن از قدر 4 است

کلمات مرتبط

  • گیسو بریده
  • گیسو تابیدن
  • گیسو تافتن
  • گیسو دراز
  • گیسو فشان
  • گیسو پرست
  • گیسو کشان
  • گیسو را زدن
  • گیسو بریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات