معانی کلمه : گیری
لغت نامه دهخدا
گیری . (اِخ ) (قلعه ٔ...) قلعه ای است در هندوستان که در آن قلعه سلطان مسعودبن محمود سبکتکین بوسیله ٔ برادرش محمد زندانی شد و آنگاه به قتل رسید. (از تاریخ بیهقی چ فیاض ص 690) (اخبار الدولة السلجوقیة ص 14).
فرهنگ فارسی
در ترکیبات بکار رود و حاصل مصدر سازد بمعانی ذیل : الف - گرفتن : آب گیری بهانه گیری خمیر گیری گردگیری . ب - آلت گرفتن و استخراج : آب میوه گیری گلابگیری . توضیح در حقیقت این کلمات بصفات مختوم به گر پیوندد .
قلعه ایست در هندوستان که در آن سلطان مسعود بن محمود سبکتکین به وسیله برادرش محمد زندانی و آن گاه به قتل رسید .
قلعه ایست در هندوستان که در آن سلطان مسعود بن محمود سبکتکین به وسیله برادرش محمد زندانی و آن گاه به قتل رسید .
دانشنامه عمومی
گیری، روستایی از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان سیارستاق ییلاقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۷ نفر (۴۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان سیارستاق ییلاقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۷ نفر (۴۷خانوار) بوده است.
wiki: گیری
گویش مازنی
۱هنگام گرفته – زمان دریافت نمودن – تحویل گرفتن
واحد سطح معادل با ۱۰۰۰۰ مترمربع برابر مقیاس محلی شرق مازندران ...
/giri/ واحد سطح معادل با ۰۰۰۰ مترمربع برابر مقیاس محلی شرق مازندران هکتار & هنگام گرفته – زمان دریافت نمودن – تحویل گرفتن
