Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیج رفتن

تلفظ بین المللی : /ɡˈidʒ rˈaftan/ تلفظ :‌ [g'idZ R'aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گیرفتن
  • گیج
  • گیج خوردن
  • گیج شدن
  • گیج و منگ کردن
  • گیج و ویج
  • گیج و گنگ
  • گیج کردن
  • گیج کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گیج رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) سر کسی گیج رفتن ؛ دوار سریافتن و آن بیماری است که آن را دوار سر گویند. ( ازناظم الاطباء ): سرم گیج می رود. چرا سرت گیج میرود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گیج رفتن سر کسی . دوار سر یافتن : چشمهایش جایی را نمیدید سرش گیج میرفت ...

کلمات مرتبط

  • گیرفتن
  • گیج
  • گیج خوردن
  • گیج شدن
  • گیج و منگ کردن
  • گیج و ویج
  • گیج و گنگ
  • گیج کردن
  • گیج کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات