Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گیاه خور

تلفظ بین المللی : /ɡˈiːɑːh xˈor/ تلفظ :‌ [g'i:A:h x'oR]
لغت نامه دهخدا
  • گیاه خورد
  • گیاه خوردن
  • گیاه خوری
  • گیاه خوردنی
  • گیاه خوراکی
  • خار گیاه
  • گیا خوردن
  • خورد گاه
  • خوراک گیاهی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گیاه خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) گیاخوار. آنکه علف یا گیاه خورد. || ( اِ مرکب ) مرتع و چراگاه. گیاخوار. گیاه خورد : عیینةبن حصین مهتر بنی فزاره بود نزد پیغمبر ( ص ) آمد و گفت که مرا دستوری دهی تا به حد مدینه بیایم ، به گیاه خور، که در بادیه گیاه خشک شده است ، آن حضرت با او صلح کرد، و آن گیاه خور به او داد و با یاران به مدینه آمد. ( ترجمه طبری بلعمی ). رجوع به گیاه خوار شود....

کلمات مرتبط

  • گیاه خورد
  • گیاه خوردن
  • گیاه خوری
  • گیاه خوردنی
  • گیاه خوراکی
  • خار گیاه
  • گیا خوردن
  • خورد گاه
  • خوراک گیاهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات