گی . [ گ َ/ گ ِ ] (اِخ ) نام قریه ای از قرای اصفهان و در کتاب پهلوی شهرهای ایران به همین صورت ضبط شده است و مورخان اسلامی و اروپایی همچون ابن رسته و مافروخی و یاقوت و خطیب بغدادی و لسترنج آن را به صورت جی معرب ساخته اند. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 439، 342 و الاعلاق النفیسه ابن رسته ص 152 و سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ترجمه ٔ فارسی ص 219 شود. تحریر دیگر آن ژی باشد. (برهان قاطع). و مدینة الیهو...
فرهنگ معین
(گِ ) [ انگ . ] (اِ. ) مرد، ولگرد، یارو. در جمع به معنای همجنس بازان مذکر.
فرهنگ فارسی
آبگیر
جان نویسنده انگلیسی ( و . بارنستاپل ۱۶۸۵ - ف . ۱۷۳۲ م . ) . بهترین اثر وی [ اپرای گدایان ] است .( اسم ) گیاه دبق را گویند که در تداول اهالی شمال ایران داروش نامیده میشود داروش . توضیح پرهیز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .دانشمند فیزیک و شیمیدان فرانسوی که بسال ۱۷۷۸ در سن لئونارلو نبلا بدنیا آمد در سال ۱۸٠۴ قانون انبساط گازها را کشف کرد....