حرف؛ سخن؛ کلمه.
〈 گپ زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] حرف زدن؛ سخن گفتن: ◻︎ هرکجا زلف ایازی دید خواهی در جهان/ عشق بر محمود بینی و گپ زدن بر عنصری (سنائی۲: ۳۱۹).
(گُ) (اِ.) گونه .
( ~ .) (ص .) گنده و ستبر، کلان .
(گَ) (اِ.) سخن ، حرف ، گفتگوی دوستانه .
گفتوگوی اینترنتی میان دو یا چند کاربر
[گُپ] - لُپ
(گَپ) بزرگ، برای ساختن صفت تفضیلی آن پ تبدیل به ف میشود. (گفتر )
(با فتحه گاف) دهان:که به نظر میرسد با واژه gap:سوراخ _ گشوده شدن وgape:دهان باز کردن انگلیسی هم ریشه باشد
سخن
سخن
سخن
تکلم، حرف، سخن، گفتگو، محاوره
سخن