Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گویس

تلفظ بین المللی : /ɡˈavis/ تلفظ :‌ [g'avis]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • جمجمه گویس
  • گویسه
  • گویست
  • گویستن
  • گویسته
  • پادشاه گویسین
  • رنه گویسار
  • گویسبورو
  • گویستس
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گویس. [ گ َ ] ( اِ ) ظرف و انای شیر و ماست و دوغ را گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ) ( جهانگیری ). جای ماست و شیر. کویش. کویشه. گویشه. گویسه. گاویس. گاودوش. تغار. کیفر. ( برهان قاطع ). || شیرزنه و چوبی که بدان دوغ را جهت برآوردن مسکه میزنند. ( ناظم الاطباء ). چوبی که بدان دوغ را زنند تا از حرکت بسیار، کره آن جدا شود.

فرهنگ معین

(گَ ) (اِ. )۱ - ظروف شیر و ماست و دوغ . ۲ - چوبی که بدان دوغ را جهت برآوردن مسکه زنند، شیرزنه .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ظروف شیر و ماست و دوغ . ۲ - چوبی که بدان دوغ را جهت بر آوردن مسکه زنند شیرزنه .

کلمات مرتبط

  • جمجمه گویس
  • گویسه
  • گویست
  • گویستن
  • گویسته
  • پادشاه گویسین
  • رنه گویسار
  • گویسبورو
  • گویستس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات