Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوی

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːj/ تلفظ :‌ [g'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • گوی آتشفشانی
  • گوی آذرخش
  • گوی آس
  • گوی اغاج
  • گوی انگل
  • گوی انگله
  • گوی باختن
  • گوی باز
  • گوی بازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گوی . (اِ) گه . گوه . فضله ٔ آدمی و دیگر جانوران :
ز جغد و بوم به دیدار شومتر صد بار
ولی به طعمه و خیتال جخج گوی همای .

سوزنی .


گوی . [ گ َ وِ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد. واقع در 12هزارگزی جنوب باختری تربت و 1000گزی شمال مالرو عمومی تربت جام به طیبات (تایباد). در محل...

فرهنگ عمید

گو۱ gu#NAME?

= گو۱ gu

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - جسمی که فاصلة همة نقطه های سطح آن تا مرکزش برابر است ، کره . ۲ - توپی که از یک ماده سخت و تو پر است و در برخی از بازی ها به کار می رود.

فرهنگ فارسی

گلوله
توپ چوگان
(اسم ) فضل. آدمی و دیگر جانوران گه.
گه . گوه .

مجموعۀ نقاطی از یک فضای اقلیدسی که فاصلۀ آنها از نقطه‌ای ثابت به نام مرکز نابیشتر از عددی مفروض به نام شعاع باشد

دانشنامه عمومی

گوی ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:کره (هندسه) یک نوع شیء هندسیگوی (تورات) واژه ای در توراتروستای گویwiki: انگلیسی واژه Goy، بارگرفته شده در ۲۰ آوریل ۲۰۱۲دائرةالمعارف یهودی: Goyدر تورات واژه گوی پانصد و پنجاه بار تکرار شده است. اولین استفاده از این واژه در کتاب پیدایش ۱۰:۵ است که معادل غیر اسرائیلی به کار رفته است. این لغت به عنوان قوم اولین بار در پیدایش ۱۲:۲ به کار میرود که خدا به ابراهی...

مترادف و متضاد

توپ، کره، گویه

۱. گلوله
۲. توپ، کره، گویه

globe (اسم)زمین، گوی، حباب، قطره، کره، کره خاکsphere (اسم)محیط، حوزه، گوی، قلمرو، رشته، دایره، کره، فلک، گردون، جسم کروی، حدود فعالیت، دایره معلوماتball (اسم)توپ، بال، گلوله، گوی، توپ بازی، رقص، مجلس رقص، گرهک، ایام خوش، خوشیorb (اسم)گوی، جسم کرویclue (اسم)راهنما، اثر، نشان، گوی، رشته، گره، کلید، گلوله نخ، مدرکclew (اسم)گوی، گره، گلوله نخ...

فرهنگستان زبان و ادب

{ball} [ریاضی] مجموعۀ نقاطی از یک فضای اقلیدسی که فاصلۀ آنها از نقطه ای ثابت به نام مرکز نابیشتر از عددی مفروض به نام شعاع باشد

کلمات مرتبط

  • گوی آتشفشانی
  • گوی آذرخش
  • گوی آس
  • گوی اغاج
  • گوی انگل
  • گوی انگله
  • گوی باختن
  • گوی باز
  • گوی بازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات