Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوهراگین

تلفظ بین المللی : /ɡuːhrˈɑɡin/ تلفظ :‌ [gu:hR'Agin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گوهرآگین
  • سعدالدوله گوهرایین
  • گوهرایین سعدالدوله
  • گهرآگین
  • گوهرآیین
  • شاه گوهران
  • گوهرین
  • سید صادق گوهرین
  • گوهران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( گوهرآگین ) گوهرآگین. [ گ َ / گُو هََ ] ( ص مرکب )گوهرنشان. هرچیز که در آن جواهر نشانده باشند. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). مرصع به گوهر. پر از گوهر. آراسته به گوهر : چو پخته شود تلخ شیرین شودبه دانش سخن گوهرآگین شود.ابوشکور.همان طشت زرین و سیمین بدی چو زرین بدی گوهرآگین بدی.فردوسی.رکابش دو زرین دوسیمین بدی همان هریکی گوهرآگین بدی.فردوسی.که او را به مشکوی زرین برندس...

فرهنگ عمید

( گوهرآگین ) آنچه در آن جواهر نشانده باشند.

فرهنگ فارسی

( گوهر آگین ) ۱ - آنچه که در آن جواهر نشانده باشند گوهر نشان مرصع : همان طشت زرین و سیمین بدی چو زرین بدی گوهر آگین بدی . ۲ - مرد شجاع دلاور .

کلمات مرتبط

  • گوهرآگین
  • سعدالدوله گوهرایین
  • گوهرایین سعدالدوله
  • گهرآگین
  • گوهرآیین
  • شاه گوهران
  • گوهرین
  • سید صادق گوهرین
  • گوهران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات