معانی کلمه : گوناب
لغت نامه دهخدا
گوناب. ( اِ ) سرخی و گلگونه باشد که زنان به جهت زیبائی بر رخساره مالند. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ). به معنی گونا است سرخی که زنان بر روی مالند و گلگونه گویند. ( انجمن آرای ناصری ). گونا. سرخاب. غازه. گلگونه :
روی او بی نیاز از گوناب
در دل آفتاب از او صد تاب.رجوع به گونا شود.
روی او بی نیاز از گوناب
در دل آفتاب از او صد تاب.رجوع به گونا شود.
فرهنگ معین
(اِمر. ) سرخی ای که زنان برای زیبایی به چهرة خود مالند، گلگونه ، سرخاب ، غازه .
