کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گول-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گول کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈuːl kˈardan/
تلفظ :
[g'u:l k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گسل کردن
گوا کردن
گود کردن
گفت و گو کردن
گور کردن
گل افشان کردن
گل افشانی کردن
گل الود کردن
گل اندود کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فریفتن. فریب دادن. و در تداول امروزی گول زدن گویند. ( یادداشت مؤلف ). || خود را نادان نمودن. ابله کردن :
گول میکن خویش را غره مشو
آفتابی را رها کن ذره شو.
مولوی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گول زدن . یا خود ( خویش ) را گول کردن . خود را نادان نشان دادن : گول بس کن خویش را غره مشو . آفتابی را رها کن ذره شو . ( مثنوی )
کلمات مرتبط
گسل کردن
گوا کردن
گود کردن
گفت و گو کردن
گور کردن
گل افشان کردن
گل افشانی کردن
گل الود کردن
گل اندود کردن
نظرات