معانی کلمه : گولی
لغت نامه دهخدا
گولی . [ گو / گ ُ ] (اِ) این کلمه را فرهنگ ناظم الاطباء آورده است به معانی گلوله و گوی ، گره ، گردی ، حب هر چیز گرد، گوی کودکان که بدان بازی کنند. اما مجموع خاص آن فرهنگ است .
فرهنگ فارسی
احمقی ابلهی کانایی نادانی : همه مشغولی عالم گولی است ترک گولی بخدا مشغولی است . ( جامی )
این کلمه را فرهنگ ناظم الاطبائ آورده است به معانی : گلوله و گوی کره . گردی حب هر چیز گرد گوی کودکان .
این کلمه را فرهنگ ناظم الاطبائ آورده است به معانی : گلوله و گوی کره . گردی حب هر چیز گرد گوی کودکان .
دانشنامه عمومی
گولی، روستایی از توابع بخش کشاورز شهرستان شاهین دژ در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان چهاردولی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان چهاردولی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۷خانوار) بوده است.
wiki: گولی
فرهنگ اسم ها
اسم: گولی (دختر) (کردی)
معنی: یک گل ( نگارش کردی
معنی: یک گل ( نگارش کردی
