Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گوش پیچیده

تلفظ بین المللی : /ɡˈuːʃ pitʃˈideː/ تلفظ :‌ [g'u:S pitS'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیچیده گوش
  • گوش پیچیدن
  • پیچیده گوشت
  • گوشه دهان پوشیده
  • گوی رنگ پریده
  • گوش
  • گوش 1
  • گوش 2
  • گوش آزمایشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گوش پیچیده.[ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از گوشمال داده. ( انجمن آرا ). کنایه از آگاهانیده شده ، و لهذا بر شاگرد اطلاق کنند. ( آنندراج ). گوشمال داده و سیاست شده. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از شاگرد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). شاگرد و تلمیذ و شاگرد مکتبی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

۱ - کسی که گوشهای خود را با پارچه و غیره پیچیده و پوشانده . ۲ - گوشمال داده تنبیه شده . ۳ - شاگرد تلمیذ .

کلمات مرتبط

  • پیچیده گوش
  • گوش پیچیدن
  • پیچیده گوشت
  • گوشه دهان پوشیده
  • گوی رنگ پریده
  • گوش
  • گوش 1
  • گوش 2
  • گوش آزمایشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات